ضرب المثل

ضرب المثل های شیرین فارسی

ضرب المثل های حرف « خ »

  • «خار را در چشم دیگران می‌بینه و تیر را در چشم خودش نمی‌بینه.»
  • «خاشاک به گاله ارزونه، شنبه به جهود.»
  • «خاک خور و نان بخیلان مخور.» ((خار نه‌ای زخم ذلیلان مخور…)) نظامی
  • «خاک کوچه برای باد سودا خوبه.»
  • «خال مه‌رویان سیاه و دانه فلفل سیاه// هر دو جانسوزند اما این کجا و آن کجا؟»
  • «خاله‌ام زائیده، خاله‌زام هو کشیده.»
  • «خاله را می‌خواهند برای درز و دوز و گرنه چه خاله چه یوز.»
  • «خاله سوسکه به بچه‌اش میگه: قربون دست و پای بلوریت.»
  • «خانه‌ای را که دو کدبانوست، خاک تا زانوست.»
  • «خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالی باشه.»
  • «خانه خرس و بادیه مس؟»
  • «خانه داماد عروسیست، خانه عروس هیچ خبری نیست.»
  • «خانه دوستان بروب و در دشمنان مکوب.» سعدی
  • «خانه قاضی گردو بسیاره اما شماره داره.»
  • «خانه کلیمی نرفتم وقتی هم رفتم شنبه رفتم.»
  • «خانه گدا گوشت بار گذاشتن .»
  • «خانه نشینی بی‌بی از بی‌چادریست.»
  • «خانه همسایه آش می‌پزند بمن چه؟»
  • «خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسی.»
  • «خدا برف را به اندازه بام میده.»
  • «خدا جامه می‌دهد کو اندام؟ نان می‌دهد کو دندان؟»
  • «خدا خر را شناخت، شاخش نداد.»
  • «خدا داده بما مالی، یک خر مانده سه تا نالی (نعلی).»
  • «خدا دیرگیره، اما سخت‌گیره.»
  • «خدا را بنده نیست.»
  • «خدا روزی‌رسان است، اما اِهنی هم می‌خواد.»
  • «خدا سرما را بقدر بالاپوش میده.»
  • «خدا شاه‌دیواری خراب کنه که این چاله‌ها پر بشه.»
  • «خدا گر ببندد زحکمت دری// به‌رحمت گشاید در دیگری.»
  • «خدا میان دانه گندم خط گذاشته.»
  • «خدا می‌خواهد بار را به منزل برساند من نه، یک خر دیگه.»
  • «خدا نجار نیست اما در و تخته رو خوب بهم می‌ندازه.»
  • «خدا وقتی بخواد بده، نمیپرسه تو کی هستی؟»
  • «خدا وقتی‌ها میده، ور ور جماران هم، ها میده.»
  • «خدا همه چیز را به یک بنده نمی‌ده.»
  • «خدا همونقدر که بنده بد داره، بنده خوب هم داره.»
  • «خدایا آنکه را عقل دادی چه ندادی و آنکه را عقل ندادی چه دادی؟» ~ خواجه عبدالله انصاری
  • «خدا یه عقل زیاد بتو بده یه پول زیاد بمن.»
  • «خر، آخور خود را گم نمیکنه.»
  • «خراب بشه باغی که کلیدش چوب مو باشه.»
  • «خر، ار جل اطلس بپوشد خر است.» (نه منعم به مال از کسی بهتر است…) سعدی
  • «خر است و یک کیله جو.»
  • «خر از لگد خر ناراحت نمیشه.»
  • «خر باربر، به که شیر مردم در.»
  • «خر به بوسه و پیغام آب نمی‌خوره.»
  • «خربزه شیرین مال شغاله.»
  • «خربزه که خوردی باید پای لرزش هم بشینی.»
  • «خربزه می‌خواهی یا هندوانه: هر دو وانه.»
  • «خر بیارو باقلا بار کن.»
  • «خر، پایش یک بار به چاله میره.»
  • «خرج که از کیسه مهمان بود// حاتم طایی شدن آسان بود.»
  • «خر چه داند قیمت نقل و نبات؟»
  • «خر خالی یرقه میره.»
  • «خر، خسته؛ صاحب خر، ناراضی.»
  • «خر خفته جو نمی‌خوره.»
  • «خر دیزه‌است، به مرگ خودش راضی است تا ضرر به صاحبش بزنه.»
  • «خر را با آخور می‌خوره، مرده را با گور.»
  • «خر را با پالون می‌خوره، در را با دالون.»
  • «خر را جایی می‌بندند که صاحب خر راضی باشه.»
  • «خر را که به عروسی می‌برند، برای خوشی نیست برای آبکشی است.»
  • «خر را گم کرده پی نعلش میگرده.»
  • «خر، رو به طویله تند میره.»
  • «خر سواری را حساب نمیکنه.»
  • «خرس، تخم میکنه یا بچه؟ از این دم بریده هر چی بگی برمیاد.»
  • «خرس در کوه، بو علی سیناست.»
  • «خرس شکار نکرده رو پوستشو نفروش.»
  • «خر، سی شاهی، پالون دوزار.»
  • «خر کریم را نعل کردن.»
  • «خر که جو دید، کاه نمیخوره.»
  • «خر، که علف دید گردن دراز میکنه.»
  • «خر گچ‌کش روز جمعه از کوه سنگ میاره.»
  • «خر لخت را پالانشو بر نمی‌دارند.»
  • «خر ما از کرگی دم نداشت.»
  • «خر میاد پای بار، نه بار پای خر.»
  • «خر نر را از تخمش می‌شناسند.»
  • «خر ناخنکی صاحب سلیقه می‌شود.»
  • «خروار نمکه، مثقال هم نمکه.»
  • «خر وامانده معطل چشه.»
  • «خروسی را که شغال صبح میبره بگذار سر شب ببره.»
  • «خر، همان خره پالانش عوض شده.»
  • «خرسواری بلد نیست، سوار اسب میشه»
  • «خریت ارث نیست بهره خداداده‌س.»
  • «خری که از خری وابمونه باید یال و دمشو برید.»
  • «خوشبخت آنکه خورد و کِشت، بدبخت آنکه مرد و هِشت.»
  • «خواب پاسبان، چراغ دزده.»
  • «خنده‌کردن دل خوش میخواد و گریه‌کردن سر و چشم.»
  • «خواب دیدن.» باز چه خوابی برامون دیدی …
  • «خواست زیر ابروشو برداره، چشماشو کور کرد.»
  • «خواهر شوهر، عقرب زیر فرشه.»
  • «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.»
  • «خوبی لر به آنست که هر چه شب گوید روز نه آنست.»
  • «خودتو خسته ببین، رفیقتو مرده.»
  • «خودشو نمیتونه نگهداره چطور منو نگه میداره؟»
  • «خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی.»
  • «خودم کردم که لعنت بر خودم باد.»
  • «خوردن خوبی داره، پس دادن بدی.»
  • «خوشا به حال کسانی که مردند و آواز ترا نشنیدند.»
  • «خوشا چاهی که آب از خود بر آرد.»
  • «خوش بود گر محک تجربه آید به میان// تا سیه‌روی شود هرکه در او غش باشد»
  • «خوش زبان باش در امان باش.»
  • «خولی بکفم به که کلنگی بهوا.»
  • «یک ده آباد به از صد شهر خراب.»
  • «خونسار است و یک خرس.»
  • عاقبت / بالاخره «خیاط هم در کوزه افتاد.»
  • «خیر در خانه صاحبش را می‌شناسد.»
  • «خیک بزرگ، روغنش خوب نمیشه.»
  • «خیلی خوش چسه جلوی باد هم میشینه.»
  • «خیلی خوش چسه، رو به باد هم میچسه!»
برگه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31برگه بعد
تگ ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

بسته