مجله اینترنتی ایرانیان

شش دلیل برای صادق بودن

در حالی که باید بدانیم که بی صداقتی چگونه زندگی ما را ویران می کند، این را هم باید بدانیم وقتی از خود صداقت نشان می دهیم چه اتفاقی می افتد.

کسانی که اصالت و تمامیت دارند، زندگی را در سطح دیگری تجربه می کنند. برای آن ها زندگی سرشارتر،معنی دارتر و رضایت بخش تر است.صادق بودن و صداقت داشتن مزایای مختلفی دارد که از آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- آرامش ذهن

اگر کسی از من می پرسید که اگر از نو متولد می شدم چه کار متفاوتی انجام می دادم به او می گفتم: در تمام کارهایم صداقت به خرج می دادم. گاه با خجالت به گذشته خود نگاه می کنم و از بعضی صحبتهای ناصادقانه و اعمال خودم خجالت می کشم.

مدتها طول کشید تا دانستم که بی صداقتی حد اعلای خودمحوری است.وقتی سرانجام به خودم آمدم، باور نمی کردم که چه تغییری در من ایجاد شده است.از زمانی که متعهد شدم صادق باشم،به چنان آرامش ذهنی دست یافته ام که قبلا آن را غیرممکن می دانستم.

صداقت با خود پاداشی درون زاد به همراه دارد: ذهن در صلح با خود. حتی اگر دلیل دیگری برای صادق بودن وجود نداشت،همین یک فایده کفایت می کرد.

شش دلیل برای صادق بودن

۲- منش و اشتهار

عادت ها کلید موفقیت هستند.عادت ها بنای منش و اشتهار هستند و هیچ عادتی به اندازه صداقت نمی تواند روی منش و آبروی انسان تاثیر بگذارد.صداقت یکی از بزرگترین خصوصیات انسانی است.

۳- روابط

بی صداقتی روابط را متلاشی می کند و صداقت آن را به هم پیوند می زند. صداقت در حکم سیمانی است که اشخاص را به هم جوش می دهد.بزرگترین رکن یک رابطه خوب اعتماد و اطمینان است.این موضوعی است که در تمام زمینه های زندگی صدق می کند-دوستی،ازدواج،خانواده،کسب و کار،آموزش یا مذهب.

صداقت و اعتماد و اطمینان فضایی ایجاد میکنند که در آن روابط خوب می توانند رشد کنند.

۴- یکپارچگی و وحدت

کارل یونگ روانشانس برجسته معتقد بود که عمیق ترین میل و اشتیاق ما رسیدن به یکپارچگی و وحدت است. من نکته یونگ را اینگونه تفسیر می کنم که عمیق ترین میل و اشتیاق انسان در این است که به توانمندی های بالقوه خود برسد.می خواهیم به حد و حدودی برسیم که توانایی دستیابی به آن را داریم. تا زمانی که به این آرزوی خود تحقق نبخشیم، احساس پوچی و تهی بودن می کنیم.

شش دلیل برای صادق بودن

۵- سلامت جسمانی و ذهنی

اگر نداشتنم صداقت ریشه بسیاری از مسائل روانی ماست، صداقت منبع سلامت ذهنی و روانی است.اگر بس صداقتی به دستگاه عصبی ما حمله ور می شود،صداقت آن را محکم می کند.وقتی صادق هستیم از احساس گناه،نگرانی و بسیاری از ناراحتیهای ذهنی خلاص می شویم.در این زمان است که به حرمت نفس و اطمینان خاطر می رسیم.

۶- اصالت داشتن

شکسپیر در قطعه شعری از همه دعوت می کند که اصالت داشته باشند و خودشان باشند. بدون شک اگر شکسپیر شاعر بزرگی نمی شد، می توانست یک روانشناس بزرگ بشود.وقتی خودمان باشیم،به احساس به شدت خوبی می رسیم و بیش از گذشته به خودمان احترام می گذاریم.این معنای واقعی صادق بودن با خویشتن است.وقتی با خود صادق باشیم می توانیم با دیگران هم صادق باشیم.

گردآورش شده توسط سایت مگ وب

منبع : کتاب «بزرگترین درسهای زندگی» اثر هال اربن به ترجمه مهدی قراچه داغی