مجله اینترنتی ایرانیان
مرور برچسب

کلیله و دمنه

داستان مرد هیزم شکن از کتاب کلیله و دمنه

مردي هر روز صبح به صحرا مي رفت ، هيزم جمع مي کرد و براي فروش به شهر مي برد . زندگي ساده اش از همين راه مي گذشت . تنها بود و همين روزي اندک بي نيازش مي کرد . آن روز به هيزم هايي که جمع کرده بود ، نگاه کرد . براي آن روز کافي بود . حالا بايد…